آکیرا کوراساوا، کارگردان بزرگ ژاپنی، یکی از تأثیرگذارترین چهرههای تاریخ سینما به شمار میرود. آثار او، به ویژه از نظر روایت، الگوهای نوینی را در سینما معرفی کرده و تأثیر عمیقی بر نسلهای بعدی کارگردانان گذاشته است. در این مقاله، به بررسی شیوههای روایت در سینمای کوراساوا و مصادیق آن در آثارش خواهیم پرداخت.
۱. استفاده از چندین دیدگاه
یکی از ویژگیهای برجسته روایت در آثار کوراساوا، استفاده از چندین دیدگاه در یک داستان است. این روش به ویژه در فیلم مشهور “راشومون” (1950) مشاهده میشود. در این فیلم، داستان قتل و تجاوز به یک زن از زبان چهار شاهد مختلف روایت میشود و هر یک دیدگاه خاص خود را دارد. این تکنیک نه تنها به پیچیدگی داستان کمک میکند، بلکه سوالاتی درباره حقیقت و واقعیت را نیز در ذهن مخاطب ایجاد میکند. کوراساوا به خوبی نشان میدهد که واقعیت میتواند بسته به دیدگاه فردی تغییر کند. کوراساوا با استفاده از چندین دیدگاه، چالشهای مرتبط با حقیقت و واقعیت را به تصویر میکشد. او به تماشاگران نشان میدهد که حقیقت ممکن است نسبی باشد و وابسته به تجربیات و ادراکات فردی باشد. در «راشومون»، هر شخصیت به نوعی روایت میکند که بر اساس احساسات، ترسها و منافع شخصی خود است، و این باعث میشود که بیننده به بررسی این موضوع فکر کند که چه چیزی واقعاً حقیقت دارد.
۲. شخصیتپردازی عمیق
شخصیتپردازی در آثار کوراساوا همواره عمیق و چندبعدی است. در فیلم “هفت سامورایی” (1954)، هر یک از شخصیتها با تاریخچه و انگیزههای خاص خود معرفی میشوند. کوراساوا با استفاده از دیالوگها و عملکردهای شخصیتها، بیننده را به درک بهتری از چالشها و انتخابهای آنها هدایت میکند. این شخصیتها معمولاً در معرض بحرانهای اخلاقی و وجودی قرار دارند که به غنای داستان میافزاید.
2-1: روانشناسی شخصیت:
کوراساوا به خوبی از تئوریهای روانشناسی شخصیت استفاده میکند تا درک عمیقتری از شخصیتها و رفتارهای آنها ارائه دهد. به عنوان مثال، در فیلم «راشومون»، هر شخصیت به نوعی روایتی متفاوت از یک واقعه را ارائه میدهد که نشاندهنده تضادهای درونی و تجربیات شخصی آنها است. این رویکرد به بررسی جوانب مختلف روانشناسی، از جمله ادراک، حافظه و انگیزهها میپردازد.
2-2:توسعه شخصیت:
در آثار کوراساوا، شخصیتها معمولاً در طول داستان دچار تحول میشوند. برای مثال، در فیلم «هفت سامورایی» (1954)، شخصیتها با چالشها و موانع مختلفی روبرو میشوند که آنها را به تغییر و رشد میکشاند. این تغییرات به خوبی نشاندهنده فرآیندهای روانشناختی هستند که بر روی شخصیتها تأثیر میگذارند. شخصیتها نه تنها تحت تأثیر محیط خود بلکه به خاطر تجربیات شخصی و درونی خود نیز تغییر میکنند.
2-3 :کاراکترهای چندبعدی:
کوراساوا شخصیتهای چندبعدی و پیچیدهای خلق میکند که نه تنها نمایانگر خوبی و بدی هستند، بلکه دارای تناقضات داخلی نیز هستند. برای مثال، در فیلم «Ikiru» (1952)، شخصیت اصلی، یک پزشک، با مسائلی اخلاقی و انسانی دست و پنجه نرم میکند که او را به چالش میکشاند. این تناقضات در شخصیتها نه تنها آنها را قابل شناساییتر میکند بلکه باعث میشود بیننده بتواند با آنها همدلی کند.
2-4: استفاده از دیالوگ:
کوراساوا به دیالوگهای شخصیتها اهمیت ویژهای میدهد. گفتوگوها در آثار او نه تنها برای پیشبرد داستان بلکه برای نشان دادن شخصیت و دنیای درونی آنها نیز کاربرد دارند. به عنوان مثال، در فیلم «پرواز از توکیو» (1961)، شخصیتها از طریق دیالوگهایشان احساسات، ترسها و آرزوهای خود را بیان میکنند که به بیننده کمک میکند تا درک بهتری از شخصیتها پیدا کند.
2-5: موضوعات اجتماعی و اخلاقی:
کوراساوا شخصیتها را در زمینههای اجتماعی و اخلاقی پیچیده قرار میدهد که به بررسی تأثیرات این زمینهها بر رفتارها و انتخابهای شخصیتها میپردازد. در فیلم «شاهزاده و یاغی» (1961)، شخصیتهای داستان با فشارهای اجتماعی و اخلاقی مختلفی روبرو هستند که به شدت بر تصمیمگیریهای آنها تأثیر میگذارد. این موضوعات به تماشاگر این امکان را میدهد که به تأمل در مسائل اجتماعی و اخلاقی پرداخته و با شخصیتها همزادپنداری کند.
۳. استفاده از نمادگرایی
کوراساوا به طرز ماهرانهای از نمادها در روایتهای خود استفاده میکند. به عنوان مثال، در فیلم “زندگی یک انسان” (1952)، درخت گیلاس به عنوان نماد زندگی و مرگ نمایان میشود. این درخت نه تنها به زیبایی بصری فیلم افزوده، بلکه معنا و بار عاطفی آن را نیز تقویت میکند. استفاده از نمادها به کوراساوا این امکان را میدهد که لایههای عمیقتری از معنا را در داستانهایش بگنجاند.
۴. تأکید بر دگرگونی شخصیتها
تغییر و تحول شخصیتها در طول داستان، یکی دیگر از عناصر کلیدی روایت در سینمای کوراساواست. در فیلم “داستان شبح” (1960)، شخصیت اصلی در طول داستان دستخوش تغییرات روحی و معنوی میشود. کوراساوا با نشان دادن این دگرگونیها، تأثیرات درونی و بیرونی را بر روی شخصیتها به تصویر میکشد و در نتیجه، داستانی پویا و معنادار خلق میکند.
۵. تداخل زمان و مکان
کوراساوا همچنین با بازی با زمان و مکان در روایتهایش، به ایجاد تنش و جذابیت میپردازد. در فیلم “دولت نینجا” (1985)، وی با استفاده از فلشبکها و تصاویری از گذشته و حال، به عمق داستان و احساسات شخصیتها میافزاید. این شیوه نه تنها به غنای داستان کمک میکند، بلکه به تماشاگر این امکان را میدهد که ارتباط بهتری با شخصیتها برقرار کند.
منابع:
Bordwell, David, and Kristin Thompson. Film Art: An Introduction. McGraw-Hill, 2016.
Dancyger, Ken. The Technique of Film and Video Editing: History, Theory, and Practice. Focal Press, 2016.
McDonald, T. “The Influence of Akira Kurosawa on World Cinema”. Film Quarterly, vol. 66, no. 3, 2013, pp. 12-19.
Richie, Donald. A Hundred Years of Japanese Film: A Concise History, with a Selective Guide to Videos and DVDs. Kodansha International, 2005